X
تبلیغات
چغانه

چغانه

خواندنیهای موسیقی وادبیات


 براي داشتن یک صدای سالم و طبیعی باید این اصول را رعایت کنیم:

1-  حذف موارد استفاده نادرست از صدا:

مواردی وجود دارند که اگر در افراد به صورت عادت درآیند و جزو رفتارهای روزمره گردند باعث می شود حنجره و تارهای صوتی آسیب ببیند و فرد دچار اختلال صدا گردد.

دستور العمل های متخصص گوش، گلو و گفتار درمان برای جلوگیری از اختلال در حنجره و تارهای صوتی:

· پرهیز از فریاد زدن و جیغ زدن

· سرفه و گلو پاک کردن فقط در صورت ضرورت و به صورت ملایم انجام شود

· پرهیز از بلند خندیدن

· خودداری از تقلید صدا

· پرهیز از صحبت ناگهانی و با فشار

· صحبت کردن با بلندگو، زیر و بمی و سرعت معمول و طبیعی

· صدا سازی به آرامی و بدون تلاش و فشار انجام شود (به راحتی صحبت شود)

· در هنگام سخن گفتن یا گویندگی، سرتان را راست نگهدارید و عضلات صورت، گلو، گردن و شانه را سفت نکنید

· سعی کنید سرتان را هنگام حرف زدن برای مدت طولانی به یک طرف خم نکنید. این حالت گاهی اوقات، هنگام صحبت با تلفن دیده می شود

· از ورزش های پر سر و صدا بپرهیزید

· در صورت وجود هر گونه مشکل در صدای خود، از سخنرانی و گویندگی درازمدت بپرهیزید.

·  موقع بلندکردن وسایل سنگین صحبت نکنید

·   موقع سرماخوردگی، زیاد صحبت نکنید

·  قبل از آموزش حرفه ای صدا، از صدای خود به طور حرفه ای استفاده نکنید

·  با آب دهان، گلو را مرطوب نگهدارید.

 

2-   بهداشت غذایی:

برخی از مواد غذایی بر سیستم صوتی اثر منفی می گذارند. این مواد غذایی با ایجاد حساسیت در فرد و یا آسیب مستقیم بر تارهای صوتی وی، باعث ایجاد اختلال صدا می شوند. از بین این مواد، برخی از آن ها آسیب های جدی به صدا وارد می کنند و برخی نیز خفیف تر هستند.

 این دستورالعمل ها را جدی بگیرید:

· در مصرف مواد محرک مانند ادویه ها احتیاط کنید

·   از مصرف الکل و هر گونه دخانیات پرهیز کنید

·   از مصرف مواد اسیدی مانند سرکه خودداری نمایید

· مصرف غذاهای سرخ کرده را محدود کنید

·  اگر حساسیت دارید از مواد غذایی آلرژی زا پرهیز کنید

· در مصرف مواد غذایی چرب محتاط باشید (بیاموزیم و بیاموزانیم که چرب کردن غذا، احترام به مهمان نیست و خیانت به او است.)

· از خوردن مواد بسیار شیرین بپرهیزید

·  از خوردنی هایی مثل چپس و پفک پرهیز کنید

·  در مصرف موادی مثل قهوه و چای غلیظ و نوشابه های گازدار که رطوبت راه های هوایی را کم می کنند محتاط باشید.

· مایعات خیلی گرم و خیلی سرد مصرف نکنید

 

3-   حفظ رطوبت کافی در حنجره

 

رطوبت در ناحیه حنجره، بسیار مهم است. این رطوبت باعث می شود که دستگاه صوتی انسان، نرمتر کار کند و کمتر آسیب ببیند. هر فرد، به ویژه کسانی که به طور حرفه ای از صدای خود استفاده می کنند باید سعی داشته باشند که آب مورد نیاز بدن خود را که به طور متوسط حدود دو لیتر (8 لیوان معمولی) در روز است تامین نمایند.

همچنین آب میوه و چند قطره آب لیمو برای این هدف مفید است.

 

4-   سلامت جسمی و روحی

 

استفاده کنندگان حرفه ای از صدا باید زندگی آرامی داشته باشند. عدم تعادل روحی و شخصیتی بر صدا اثر می گذارد.

 لذا مواردی برای حفظ سلامت جسمی و روحی توصیه می شود:

· حفظ سلامت و ورزش منظم و کنترل وزن

·  پرهیز از حضور در محل های پر گرد و خاک و دودآلود

· پوشش کافی در سردما

·  هر گونه گرفتگی بیش از 2 هفته، جدی گرفته شود و به دکتر مراجعه شود

· به طور متوسط 8-7 ساعت استراحت در 24 ساعت

· اگر نفخ و برگشت اسید معده به دهان دارید به این موارد توجه کنید:

1.   غذا را با حجم کمتر و وعده های بیشتر مصرف کنید

2.   سه ساعت بعد از خوردن غذا بخوابید

3.   سر را برای خواب 25-15 سانتی متر بالاتر قراردهید

4.  چربی کمتر استفاده نمایید

·  رعایت بهداشت دهان و دندان

· رطوبت فضای زندگی و کار را حفظ کنید

. هر چند وقت یکبار به ویژه اگر گوینده هستید. نزد متخصص گوش و گلو یا گفتار بروید تا شما را معاینه کند

· دوران قاعدگی در خواندن و گفتار زنان اثر دارد (قرص های ضد بارداری و همین طور بارداری نیز بر روی صدا تغییرات منفی ایجاد می کند)

· در دوران بلوغ، پسران و دخترانی که تغییراتی را در صدای خود احساس می کنند، باید از استفاده بیش از حد صدای خود بپرهیزند زیرا می تواند باعث آسیب شود

·  قبل از اجرای برنامه، از پرخوری پرهیز کنید زیرا پری معده، بر تنفس و دیافراگم اثر منفی می گذارد

·  تمرینات رهایی بخش یا ریلکسیشن به آرامش فرد و تارهای صوتی او کمک می کند

· استحمام به ویژه قبل از اجرا، می تواند نشاط و شادابی را به شخص بر گرداند. البته قرار گرفتن بیش از حد در آب گرم می تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

برگرفته از مطالب آقاي بهرازفر

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت9:32توسط بهادر مرادخانی | |

هر كس در هر حرفه و كاري نياز به ابزاري دارد كه اين ابزار براي فرد

اهميت ويژه اي دارد. در مبحث هنر يك نقاش حرفه اي سعي ميكند از

بهترين رنگها وبهترين قلمها استفاده كند و روش نگهداري مناسب آنهارا به

خوبي ميداند .يك نوازنده هم براي مراقبت از سازي كه در دست اوست

انديشه هايي دارد. يك خواننده ي حرفه اي هم براي حنجره اش بايد

اصولي را رعايت كند كه از آن جمله نوع تغذيه است غذاهاي محرك مانند

غذاهاي تندو ترشيها و غذاهاي چرب تاثيرات نامطلوبي بر روي صدا دارند

همچنين نوشيدنيهاي داغ و خيلي سرد هم تاثيرات مخربي بر تارهاي

صوتي دارند. تا اينجا را خلاصه وار نوشتم تا ازبايد هاي آوازمطالبي را يادآوري

كنم.

در خواندن آواز به اين اصل توجه داشته باشيم كه بايد از راه بيني نفس

كشيد.چرا؟چون كه از راه بيني نفس كشيدن موجب ميشود هواي مرطوب

از راه مجراي بيني به ريه ها برسدو تارهاي صوتي دچار خشكي و گرفتگي

نميشوند.در زمان نفس كشيدن حبس كردن نفس ضرورتي ندارد. يعني

اينكه ما بايد قبلا مشخص كنيم كه ميخواهيم قطعه دكلمه و...در حد و

اندازه ي تقريبي چند ثانيه بخوانيم و بعد اقدام به نفس گيري كنيم . در

اينجا قدرت تصميم گيري و مهارت و تسلط بر شعر ويا آواز نقش اساس در

نفس گيري صحيح ايفا ميكند.

يك تمرين راحت براي نفس گيري اين است.ابتدا آرام از راه بيني نفس

ميگيريم بعد از آن نفس را در ريه ها جمع ميكنيم وتاكيد ميكنم كه نبايد

نفس را حبس كرد يعني اينكه نفس كه در ريه جمع شد آرام آرام رها

ميشود به گونه اي كه تقريبا ده تا دوازده ثانيه طول بكشد نفس را دوباره

خالي كنيم. البته به مرور و با تمرينات بيشتر ميتوان مدت زمان مديريت

نفس را بيشتر كرد.در هنگام تمرين نفس گيري سعي كنيد فيزيك بدن در

حالت مناسبي باشد . يعني اينكه اگر نشسته هستيد كمر بايد راست

باشد و صورت به گونه اي روبرو و راست قرار گيرد . البته اگر در مقابل آينه

اين تمرينها انجام بگيرد بهتر است.وسايلي كه موجب آزار در نفس كشيدن

ميشوند مانند كمربندهايي كه محكم بسته شده باشند يا شلوار هاي تنگ

در نفس گيري صحيح اخلال ايجاد ميكنند.تمرين نفس گيري موجب تقويت

پرده ي ديافراگم ميشود .ديافراگم عضله ايست داخل شكم و نزديك ناف

كه حائلي است  بين معده و روده و طحال. اگر ديافراگم تقويت شود امكان

نفس گيري بيشتر هم مهيا ميشود. مطلبي كه در تمرين آواز و نفس گيري

مورد تاكيد است اين است كه در موقعيت نشسته خواندن نبايد كمر زياد

رو به جلو خم باشد . و ستون فقرات بايد در حالت درستي قرار گيرند. چه

به صورت نشسته و چه به شكل ايستاده نبايد گردن و سر را به اينطرف و

آنطرف بچرخانيم .

مطلب مهم كه شايد در پستهاي قبلي هم به آن اشاره كرده ام اين است

اگر شما احساس ميكنيد جنس و رنگ صداي خوبي داريد ميتوانيد خواننده

ي خوبي باشيد چرا كه با تكنيك و اصول خواندن آواز ميشود به خواسته

تان برسيد .براي اينكه خواننده ي موفقي باشيد از گوش دادن به

موسيقيها و آوازهاي نازل پرهيز كنيد و سعي كنيد به موسيقيهاي مورد

علاقه اما استاندارد و با كيفيت تكنيكي خوب گوش فرا دهيد . اگر گوش بد

تربيت شود يعني موسيقيهاي نازل و بدون ارزش هنري بشنود ،نوع

خواندن ما هم تحت تاثير آن موسيقي است.

بازهم از آواز مينويسم

+نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت11:16توسط بهادر مرادخانی | |

و باز هم سلام دوستان.

از وسعت صدا و انواع صدا مطالب مختصر و در حد بضاعتم تقديم شما

بزرگواران شد. اينبار ميخواهم از شيوه هاي تمرين آواز مطالبي را تقديم

حضور كنم.

متاسفانه در بين هنرجوياني كه گاه در كلاسهاي آموزشي با آنها برخورد

ميكنيم. برخي ديدگاه ها وجود دارد كه ما بايد مدتي از وقت خودمان را

صرف توضيح دادن و منع هنرجو از اين ديدگاه هزينه كنيم . اولين سوال

هنرجو اين است كه من بعد از چند مدت ميتونم كنسرت بدم يا خواننده

شوم.دومين مشكلي كه وجود دارد اين است كه هنرجويان هميشه

ميخواهند در اوج بخوانند حتي اگر اين در اوج خواندن باعث مشكلاتي مانند

تورم تارهاي صوتي و مشكلات ديگر حنجره شود.ابتدا بايد در مورد اولين

سوال هنرجويان عزيز آواز بنويسم كه فراگيري اصول آواز نياز به شرايط و

امكاناتي دارد كه در افراد ودر مكانهاي مختلف متفاوت است. نه تنها هنر

آوازو خوانندگي بلكه ساير هنرها نياز به تمرين وپشتكار فراوان دارند

سالها بايد كه تا يك سنگ اصلي زآفتاب      لعل گردد در بدخشان ياعقيق اندر يمن

هنر جو قبل از اينكه وارد كلاس آواز شود بايد بداند كه با چه هدفي به

كلاس مي آيد . اگر تحت تاثير شرايط و يا صداي خواننده اي خاص به طور

موقت قرار گرفته و ميخواهد در زماني محدود و مشخص به آن هدف خود

برسد ،به نظر اين حقير بايد در تصميمش دقت نظر بيشتري داشته باشد.

پيگيري و رفتن به سمت و سوي هنرهاي اصيل ايراني نيازمند صفاي

باطن ،پشتكار ،درك صحيح هنر و عشق و علاقه ي بسيار است.


در ره منزل ليلي كه خطرهاست درآن         شرط اول قدم آن است كه مجنون باشي

با اين مقدمه اولين تمرين آواز را آغاز ميكنيم با شناخت اولين و بم ترين

قسمت صدايمان. اين توضيح هم ضروريست كه براي تمرين حتما به

استادي كه جاي اصلي و خواستگاه صدايمان را پيدا كند نياز منديم .چرا كه

صداي ما حتما بايد در نتهاي موسيقي جايي داشته  باشند و زماني كه در

پرده هاي ساز قرار ميگيرند نبايد خارج از پرده باشند . يعني اگر ما نت دو

را ميكشيم اين نت دو كه بم ترين صداي ماست به نحوي امتداد پيدا كند

كه اگر با ساز و يا دياپازون همان نت را بنوازيم كاملا همكوك باشند . وقتي

كه خواستگاه اصلي نت اولي را كه ميخوانيم پيدا كرديم ،به مدت چند ثانيه

ويا درحدي كه نفس اين امكان كشش را به ما داد آن نت را به شكل ممتد

مي كشيم.بعداز نت دو(البته بستگي به جنس و وسعت صدا دارد .بعضي

هنرجويان جايگاه صدايشان ميتواند نت ديگري باشد)نت ر را با همان امتداد


كشش ميدهيم.و به همين نحو تا جايي كه صدايمان راحت ميتواند ادامه

داشته باشد يعني نت سي و بالاتر.


اما....

نكته اي كه در آواز ميشود به آن فوت كوزه گري گفت ،اين نكته است .

زماني كه نتها را ، ممتد ميكشيم آن وقت است كه تفاوت صداي ما با

صداي يك خواننده ي حرفه اي مشخص ميشود .و آن هم نوانسها يا

ويبراسيونهاييست كه در زمان كشش صدا بايد وجود داشته باشد . اين

واژه ي ويبراسيون يعني موجهاي ملايمي كه در حين كشش بايد به

صدايمان بدهيم. موجهايي منظم كه بايد از ابتداي كشش تا پايان آن امتداد

پيدا كند. اين تمرين را نبايد عجولانه پيگيري كرد بلكه با صبر و حوصله ي

بسيار و حتي اگر براي آن تمرينات چند روز را صرف كنيد ضروريست چرا

كه ساختار صداي شما را دگر گون ميكند. آخرين مطلب اين درس كه يك


تاكيد محسوب ميشوداين است كه اگر دنبال تمرين اصولي هستيد از


صداي بم خود آغاز كنيد . در اين مورد و بقيه ي مطالب و آموزشهاي بعدي

باز هم مينويسم ......


+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت9:56توسط بهادر مرادخانی | |

دوستان مرا ببخشايند به خاطر دير به روز شدنم.

از صداي خوب نوشتم و اينكه صداي خوب بايد چه وي‍ژگيهايي داشته باشد.اين بار ميخواهم در

 مورد انواع صداها بنويسم.و اينكه صداي انسان به چند

 

 دسته تقسيم ميشود. براي اينكه دوستان راحتتر با اين اصطلاحات و وا‍ژه ها آشنا شوند به ذكر

مثال هم ميپردازم.

 

اولين صدا مختص به دوران كودكي ماست در اصطلاح موسيقايي به آن

 

سوپرانو ميگويند. اين صدا مختص به بچه ها وخانمهاست. اگر بخواهم از

 

نظر نت آن را توضيح دهم از نت دوزير خط اول حامل شروع و تادو بالاي پنج

 

 خط ادامه دارد.نتيجه:سوپرانو به صداي بچه ها و زنها اطلاق ميشود

 

صداي بعدي متسو سوپرانو نام دارد. اين صدا ،صداي متوسط زنان است و

 

 كمي بم تر از سوپرا نو است

 

وسعت نتي آن از نت لا زير خط اول حامل تا لا بالاي خط پنجم حامل امتداد

 

 دارد. اگر بخواهم راحتتر و ملموس تر مثال بزنم ميتوان از ميان خوانندگان

 

 موسيقي ايراني به صداي قمر الملوك و روح انگيز اشاره كرد

 

صداي بعدي:كنتر آلتونام دارد.اين صدا بم ترين صداي زنان است و از نظر

 

 نتي از نت فا زير خط اول حامل شروع و تا فا روي خط پنجم ادامه دارد.از

 

 خوانندگاني كه صدايشان در اين محدوده بوده است ميتوان به دلكش اشاره

 

 كردصداي بعدي تنور(tenor)است تنور زير ترين نوع صداي مردان است كه

 

ازنظر نتي از نت دو زير خط اول حامل شروع و تا دو بالاي خط پنجم امتداد

 

دارد.اين صدا يك اكتاو از صداي سوپرانو بم تر است .صداي خوانندگاني چون

 

طاهر زاده ،دردشتي،زنده ياد ايرج بسطامي در اين محدوده قرار ميگيرند.

 

صداي ديگر باريتون است . باريتون صداي متوسط مردان است كه از نت لا 

 

 زير خط اول حامل  شروع وتا لابالاي خط پنجم امتداد دارد.

 

صداي استاد محمد رضا شجريان را ميتوان در اين قسمت تعريف كرد هرچند

 

 كه گاهي اوقات در تنور هم صداي ايشان قرار دارد

 

آخرين صدا و بم ترين صدا باس است اين صدا مختص صداي بم مردان است

 

 از نت فا زير خط اول شروع و تا فا روي خط پنجم  ادامه دارد. باس يك اكتاو 

 

 بم تر از آلتو است. صداي استاد محمد نوري و قره باغي در رديف صداهاي

 

 بم قرار ميگيرند

 

اين توضيح را هم اضافه كنم در پستهاي قبلي جايگاه نتها را بر روي خطوط

 

 حامل تعريف كرده ام و دوستان ميتوانند با مراجعه به آن پست راحتتر به

 

وسعت صدا ها پي ببرند

 

انسان براي اينكه سازهايي به فراخور وسعت صداي انسان بسازد تلاشهاي

 

 زيادي را انجام داده . كه ما امروزه در اركسترها با انواع صدا ها در موسيقي

 

مواجه ميشويم و زير ترين صدا ها تا بم ترين صدا هارا در ميان سازها

 

ميتوانيم ببينيم و بشنويم .

 

در ميان تعاريفي كه از وسعت صدا ها داشتيم براي واضح بيان كردن اين

 

تعاريف شاهد مثال ما خوانندگان برجسته اي بودند كه رمز موفقيت اين

 

خوانندگان در اين است كه وسعت صداي خود را شناخته  و ميشناسند. و يك خواننده

 

 ي خوب اگر از اين امر غافل شود نميتواند از تمام امكانات و توانايي حنجره

 

 ي خود بهره ببرد و اينجاست كه مشكلاتي چون ناكوك بودن و فالشي در

 

آواز محسوس و هويداست . برخي از خوانندگان جوان و يا هنرجويان آواز در

 

اين انديشه اند كه در كوك بالا يا در صداي اوج بخوانند غافل از اينكه اوج

 

خواندن بستگي به فيزيك حنجره و نوع تمرينهاي اصولي است كه بايد در

 

محضر مدرسين آواز انجام پذيرد . خواننده ي خوب كسي است كه از صداي

 

 خود هرچند كه وسعت آن محدود هم باشد به درستي بهره بگيرد .

 

ملموس ترين مثالي كه بايد بزنم استاد بنان است .

 

 وسعت صداي استاد بنان از استاد شجريان پايينتر است .اما اصولي خواندن

 

و استفاده ي درست استاد بنان از همين وسعت كم صدا شاگرداني را

 

تربيت ميكند كه امروزه سرآمد آواز ايران هستند و با افتخار شاگرد بودنشان

 

را در محضر استاد بنان فرياد ميزنند.

 

ميخواهم در جلسات آتي شيوه هاي تمرين آواز را بيان كنم.  

+نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت9:5توسط بهادر مرادخانی | |

در گذشته هاي خيلي دور و در زماني كه امواج  الكترونيكي يا مغناطيسي به كمك انسان نيامده


بودند شنيدن صداها محدود به زمان و مكان ميشد. امروزه ما ميتوانيم صداهايي با قدمت صد


سال يا بيشتر را بشنويم و در مورد آن نظر بدهيم . برخي از اين صدا ها جذاب و زيبا هستند و


برخي هم به طبع ما خوشايند نيستند . امروزه اما صداهاي بيشتري به گوش ما ميخورند هر


سليقه يك صدارا مي پسندد فارغ از اينكه بدانيم يك صداي خوب بايد داراي چه ويژگيهايي


باشد.نخست بايد يك خواننده ي خوب را تعريف كنيم.


خواننده ي خوب شخصيست كه با علم موسيقي در حد نياز آشنا باشد و داراي رنگ


،حجم،وسعت،وبيان حسي و درك شعر باشد.شايد اين سوال پيش بيايد كه رنگ صدا


چيست؟اولين چيزي كه براي خواننده شدن نياز است رنگ صداي مناسب است. رنگ صداي


انسانها همچون اثر انگشت شايد شبيه هم باشند اما متفاوت است رنگ صدا زيباييي است كه در


هنگام صحبت كردن ويا خواندن شعر و آوازدر شخص محسوس است حجم صداي خواننده بايد


به گونه اي باشد كه براي شنيدن آن صدا به زحمت نيفتيم و صلابت صداي خواننده و حجم آن


را احساس كنيم آن هم بدون بهره گيري از سيستمهايي چون آمپلي فاير و... كه در كنسرتها و


جمعيت زياد استفاده از سيستمهاي تقويت كننده اجتناب ناپذير است.


وسعت صدا يعني اينكه يك خواننده ي خوب بتوان دو اكتاو در موسيقي يا به عبارت ساده تر


شانزده نت يا بيشتر رابخواند ،به گونه اي كه شنونده احساس نكند كه خواننده با فشار به حنجره


اين كار را انجام ميدهد.

بيان حسي يكي از اركان مهم آواز خواندن است .خواننده بايد چيزي را كه ميخواند با تمام


وجودش بفهمد .هيچ واژه اي براي خواننده نبايد بدون برنامه و بدون معني باشد . به قول شاعر

:تادلي آتش نگيرد حرف جانسوزي نگويديعني بايد خواننده در هنگام خواندن داراي آنچنان


احساس آتشيني باشد كه اندكي از اين گرما به ديگران هم منتقل شود.


درك شعر و انتخاب شعر هم از اصولي است كه بايد به آن توجه زيادي نمود . شعر را بايد


متناسب با شرايط و مقتضيات زمان انتخاب كرد .يعني اينكه انتخاب و اجراي شعر در يك


سوگواره نبايد مانند اجرادر يك جشنواره باشد. با مراجعه به اجراها ي استاد شجريان در


موسيقي ايراني اين مطلب ميتواند به آساني قابل درك باشد.


ناگفته نماند باتوجه به اينكه اين خاكسار در زمينه ي آواز ايراني تجربه دارم تعريفهايي كه از


آواز دارم منحصر به اين نوع آواز نميشود بلكه هدف ،تشخيص صداي مطلوب است . كه اين


صدا ميتواند سنتي باشد ويا غيره...


در مورد صدا بيشتر مينويسم

+نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت10:49توسط بهادر مرادخانی | |

بارها به گوشتان خورده كه اين موسيقي در دستگاه شور يا

 

ماهور و... اجرا شده؟به نظر شما اين دستگاه چه معنايی

 

ميتواند داشته باشد.؟

 

اين بار ميخواهم در مورد دستگاه هاي موسيقي ايران و

 

كاربرد آنها مطالبي

 

را بنويسم. پس ابتدا واژه ي دستگاه را بايد تعريف كنم و

 

بعد به انواع دستگاه ها و مايه هاي آوازي بپردازم.

 

ما در زندگي روزمره تعريفي كه از دستگاه داريم : به

 

مجموعه عناصر و وسايلي كه براي يك هدف خاص در يك

 

مجموعه و به طور منظم در كنار هم قرار ميگيرند دستگاه

 

ميگوييم .مانند يك دستگاه اتوموبيل يا يك دستگاه ساختمان

 

و....

در موسيقي اين معنا ميتواند كاربرد داشته باشد .اما اصل

 

معنا نيست يعني اگر بخواهيم از اين زاويه به تعريف

 

دستگاه بپردازيم به مجموعه گوشه هايي كه از نظر حس و

 

حال و قوائد موسيقي و به ترتيب اجرا ميشوند

 

دستگاه گفته ميشود .اين معنا زماني واضحتر است كه

 

بگوييم دستگاه سه گاه شامل گوشه هايي چون در

 

آمد- زابل مويه مخالف حدي پهلوي و... ميباشد حال زمان

 

اجراي آواز سه گاه ما از در آمد شروع ميكنيم اگر سه

 

گاه را به يك ساختمان تشبيه كنيم در آمد يعني درب ورودي

 

ساختمان گوشه يه گوشه كه جلوتر ميرويم يعني

 

اينكه بر اساس اولويت به اتاقها سر ميزنيم زماني كه به

 

گوشه ي مخالف ميرسيم يعني اوج دستگاه سه گاه

 

به اين معنيست كه احساس شودبر بلنداي ساختمان

 

 قرار گرفته ايم . جالب اينجاست در زمان اجراي هر

 

دستگاه معمولا فرود هم داريم و فرود به معناي اين است كه

 

به در آمد برگرديم كه در مثال ما در آمد همان درب

 

ورودي ساختما ن كه وارد شده ايم ازهمان در هم خارج

ميشويم .

اما تعريف موسيقيايي دستگاه وتخصصي آن اين است

 

كه :بر اساس شواهد ومنابعي كه در دسترس است

 

راوي دستگاه هاي موسيقي ما تار و سه تار بوده است .تار

 

و سه تار هم جداي از سيم ،داراي پرده هاييست

 

كه ما براي هر نت بايد انگشتمان را بر روي آن پرده كه

 

صداي نت مورد نظر ميدهد بگذاريم.اينجاست كه معناي

 

واژه ي دستگاه تغيير ميكند .يعني: دست+گاه   دست به

 

معني روش ،نوع ،قانون وقائده  وگاه به معناي

 

محل ميباشد كه معني آن زمان يا شيوه ي قرار گرفتن

 

انگشتان ما در آن زماني كه بايد بر جايگاه اصلي دسته ي

 

ساز قرار گيرد.اگر موسيقي را با شعر مقايسه كنيم

 

دستگاه در حكم عروض و قوائد آن در شعر است.يك دستگاه

 

 موسيقي شامل : چهار مضراب-  پيش درآمد -

 

درآمد - آواز و گوشه ها و رنگ(reng) است.

 

موسيقي ايراني متشكل از هفت دستگاه وپنج مايه ي آوازيست.

 


هفت دستگاه شامل: شور - ماهور - سه گاه- چهار گاه -

 

راست پنجگاه - همايون- و نوا

 

پنج مايه ي آوازي :افشاري - دشتي- بيات زند(بيات ترك)

 

ابو عطا و اصفهان

 

توضيح اينكه آواز اصفهان از مشتقات دستگاه همايون است

 

البته در گذشته از آن به عنوان دستگاهي مستقل

 

نام برده شده و چهار مايه ي آوازي باقي مانده يعني افشاري

 

دشتي و... از مشتقات دستگاه شور است كه

 

 

دستگاه شور اصيل ترين دستگاه موسيقي ايرانيست.

 

اين مطلب هم ناگفته نماند كه دستگاه يارديف موسيقي ايران

 

توسط ميرزا عبدالله وميرزا حسينقلي خان در قرن

 


يازدهم تدوين شد و اين دستگاه هاي موسيقي هم چيزي

 

نيست جز نغمه ها و آواز هاي فولكلور نواحي به گونه

 

اي كه بر اساس نام گوشه ها ميتوان به جايگاه آنها پي

برد .

به عنوان مثال: كرد بيات . بيات زند -آذربايجاني -

 

ديلمان- دشتستاني-و....

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت13:8توسط بهادر مرادخانی | |


در شکل زيرتوالی نت‌ ها نشان داده شده است. این نت های مختلف که به شکل دایره‌های کوچکی (بعد کلید سلMusic ClefG.svg  ) رسم شده اند. به این
 
دلیل که نت ها در اینجا به شکل دایره‌های
کوچک هستند، پس طبق قرار


داد هر کدام از آنها دارای زمانی معدل ۴ ضرب است. در اصطلاح موسیقی

 ،هر نتی که به شکل دایره‌ای کوچک باشد گرد نام دارد. نت ها در این



تصویر به ‌ترتیب از چپ به راست روی پنج خط حامل نوشته شده اند که به

 همین صورت نیز ( از چپ به راست ) خوانده می‌شوند.
C maj.png

اگر بخواهيم اسامي نتها را بر روي پنج خط حامل نام ببريم ،از چپ به

راست:
دو- ر- مي- فا- سل- لا- سي-       دو- سي- لا- سل- فا- مي- ر- دو

يعني ابتدا نتهارا از پايين به بالا ميخوانيم و سپس  از بالا به پايين. صداها

را طبق قواعد خاصی بین یا روی پنچ خط افقی می‌نویسند که به نام

خطوط حامل شناخته می‌شوند. خطوط حامل از پایین به بالا شمرده

می‌شوند، به این معنی که نتی که روی خط پایین‌تر نوشته شود، صدایی

بم‌تر از نتی دارد که بر روی خط بالاتر نوشته شده است. به این ترتیب نام

 نت از روی جائی‌که روی خط‌های حامل قراردارد مشخص می‌شود. دیگر

 مشخصات نت مانند طول آن (مدت زمان امتداد یافتن آن صدا) و غیره را نیز

 با شکل‌های قراردادی که برای نت طرح شده نمایش می‌دهند. نت‌های

متوالی را از چپ به راست می‌نویسند. دانشی که به قواعد نوشتن

نت‌های موسیقی و مقولات مرتبط با آن می‌پردازد، تئوری موسیقی نام

دارد.خط های تکمیلی یا اضافه
گفته شد که روی حامل تنها یازده نت می تواند جای گیرد که البته نسبت


به تعداد نت های کاربردی موسیقی ( بیش از 60نت) رقم بسیار ناچیزی

 است. برای رفع این کمبود در زیر و بالای حامل هر جا و هر زمان که نیاز

باشد خط هایی کوتاه می گذراند و به یاری آنها بر کاربرد حامل وسعت نت

 نویسی روی آن می افزایند.
خط های تکمیلی چه به سوی بالا و چه به سوی پایین تا آنجا افزوده می شود که

 آواز يا ساز ما توانايي اجراي آن را داشته باشد . يعني بتواند از بم ترين تا

 زير ترين نت را اجرا كند.
به طوری که در شکل بالا دیده می شود بر روی حامل با افزودن خط های

 تکمیلی (در این نمونه چهار خط – از هر دو سمت ) تعداد نت ها از 11 به

 27 رسیده است. تعداد خط های تکمیلی البته محدود نیست. نت های

تکمیلی نیز با همان روال نت های حامل ( تناوب نت های روی خط و میان

 خط ) نوشته می شود.اگر به پايين ترين نت در سمت چپ دقت كنيد از

آن به عنوان بم ترين صا نام ميبريم و هرنت از سمت چب به بالاتر رويم

صدا زير تر ميشود
.

ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت14:7توسط بهادر مرادخانی | |


نت

ما براي ثبت انديشه خواسته احساس ويا برخي ضروريات زندگي نيازمند

وسيله يا امكاناتي هستيم كه اين خواسته هارا با آن ثبت كنيم. از ديرباز

نوشتن مطالب بهترين امكان براي اين مهم محسوب ميشده كه هنوز هم

نوشتن مطالب ساده ترين روش محسوب ميشود. در موسيقي هم زبان

نوشتاري براي ثبت اصوات وجود دارد كه ازآن با عنوان نت نام ميبرند .نتها

الفباي موسيقي هستند البته نزديك به صدو پنجاه سال است كه نت وارد

موسيقي ايران شده است .كلنل علي نقي خان وزيري از كساني بود كه

در علمي كردن موسيقي ايران نقش بزرگي را ايفا كرد .او در موسيقي

نظام ودرفرنگ تحصيل كرد و باوجود مخالفتهاي زياد زبان نت را جايگزين

روشهاي قديمي يعني آموزش سينه به سينه ي موسيقي كه اشكالات

زيادي داشت نمود .وزيري برعقيده اش استوار بود وبراي تحصيل علاقه

مندان به موسيقي منزل شخصي خودرا نيز فروخت.

الفباي موسيقي يا نتهاي موسيقي هفت نت هستندكه به صورت دوري تكرار ميشوند

نتهاي موسيقي را با سه زبان فرانسه،آلمان و انگليسي  معرفي ميكنم                         

                  






فرانسه  فرانسه
do-re mi -fa - sol- la - si















آلمان         آلمان 
C -D- E - F - G - A - H







انگليس       انگليس
C - D - E-  F - G - A - B- C







فارسي دو- ر - مي - فا - سل- لا -سي
 























بيشتر درمورد نت و كاربرد آن درموسيقي مينويسم

























+نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت9:23توسط بهادر مرادخانی | |

موسيقي چيست؟

راستي تا به حال به معني واژه ي موسيقي فكر كرده ايد؟ما درزندگي

روزمره بارها صداهاي موسيقيايي را ميشنويم يا اينكه نام موسيقي را بر

زبان مي آوريم .گاهي اوقات هم در تعريف واژه ي موسيقي ميگوييم

:اصوات آهنگين موسيقي نام دارند .ويا تعاريفي شبيه به اين. اما بهتر

است بدانيم واژه ي موسيقي يك واژه ي يوناني است.و برگرفته از

mousika , ومشتق ازكلمه ي museميباشد .موز به معناي رب النوع است

.كه در لفظ فرانسوي پيشوند محسوب ميشود.مثل موزيكو-موزيقو-موزيقان

يا موزقان. شكل يافته ي آن در تلفظ فارسي به مزقان مزغانچي به معني

موزيك وموزيك چي به معناي نوازنده ي ساز ميباشد.

بر اساس منابعي كه به دست آمده است  كلمه ي موسيقي از قرن سوم

در ايران رايج شده است.دانشمندان قديمي بر اين اعتقاد بودند كه

موسيقي حاصل تحرك وجنبش افلاك است.به هرحال موسيقي هنر بيان

مكنونات دروني ما انسانهاست كه گاه با نواختن سازي حاصل ميشود وگاه

از حنجره ي انساني با ذوق نوازشگر گوش است

.باز هم از موسيقي خواهم نوشت

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت12:45توسط بهادر مرادخانی | |

خيال انگيزو جان پرور چو بوي گل سراپايي


نداري غير ازاين عيبي كه ميداني كه زيبايي


من از دلبستگي هاي تو باآيينه دانستم


كه بر ديدار طاقت سوز خود عاشق تر از مايي


به شمع وماه حاجت نيست بزم عاشقانت را


تو شمع مجلس افروزي تو ماه مجلس آرايي


منم ابرو تويي گلبن كه مي خندي چو مي گريم


تويي مهر و منم اختر كه مي ميرم چو مي آيي


مراد ما نجويي ورنه رندان هوس جو را


بهار شادي انگيزي حريف باده پيمايي


رهيتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد معيري

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت14:13توسط بهادر مرادخانی | |

ستاره ديده فرو بست وآرميد بيا

شراب نور به رگهاي شب دويد بيا


زبس به دامن شب اشك انتظارم ريخت


گل سپيده شكفت وسحر دميد بيا


شهاب ياد تو درآسمان خاطر من


پياپي از همه سو خط زر كشيد بيا


زبس نشستم وبا شب حديث غم گفتم


زغصه رنگ من و رنگ شب پريد بيا


به وقت مرگم اگر تازه مي كني ديدار


به هوش باش كه هنگام آن رسيد بيا


به گامهاي كسان ميبرم گمان كه تويي


دلم زسينه برون شد زبس تپيد بيا


نيامدي كه فلك خوشه خوشه پروين داشت


كنون كه دست سحر دانه دانه چيد بيا


اميد خاطر سيمين دلشكسته تويي


مرا مخواه از اين بيش نا اميد بيا


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت10:32توسط بهادر مرادخانی | |

سراپا اگر زردو پژمرده ايم


ولي دل به پاييز نسپرده ايم


چوگلدان خالي لب پنجره


پراز خاطرات ترك خورده ايم


اگرداغ دل بود، ماديده ايم


اگرخون دل بود، ما خورده ايم


اگر دل دليل است آورده ايم


اگرداغ شرط است،ما برده ايم


اگر دشنه ي دشمنان،گردنيم


اگر خنجر دوستان،گرده ايم


گواهي بخواهيد ،اينك گواه


همين زخمهايي كه نشمرده ايم


دلي سر بلندوسري سر به زير


ازاين دست عمري به سر برده ايم



زنده ياد قيصر امين پور

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


+نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت9:15توسط بهادر مرادخانی | |

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد


نمیخواهم بدانم کوزه گر ازخاک اندامم چه خواهد ساخت


ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد


به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش


واو یک ریز وپی درپی دم گرم چموشش را


درگلویم سخت بفشارد وخواب خفتگان خفته را


آشفته تر سازد

بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...

                                                          (دکتر علی شریعتی)

+نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت13:39توسط بهادر مرادخانی | |

صنوبر باتهیدستی به دست آوردصد دل را


توبی پروا برون از عهده ی یک دل نمی آیی؟

   ****************************************************                                                   ***************************************************

چو وا نمیکنی گره ای خود گره مشو


ابروگشاده باش چو دستت گساده نیست

******************************************************

زنده میسوزد برای مرده در هندوستان


دل نمیسوزد در این کشور عزیزان را به هم

********************************************************

اندیشه از شکست ندارم که همچو موج


افزوده میشود زشکستن سپاه من

*******************************************************

ازسکندر صفحه ی آیینه ای برجای ماند


تاچه خواهد ماند از مجموعه ی مابر زمین

*******************************************************

سر مپیچ از سنگ طفلان چون درخت میوه دار



کز برای دیگران این برگ وبارت داده اند

********************************************************

+نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت10:50توسط بهادر مرادخانی | |

شود تاظلمتم از بازی چشمت چراغانی

 

مرادریاب ای خورشید درچشم توزندانی

 

خوش آن روزی که بینم باغ خشک آرزویم را

 

به جاری بهارخنده هایت میشکوفانی

 

بهار از رشک شکر خند تو یکباره خواهد مرد!!!

 

که تنها برلب گرم تومیزیبد گل افشانی

 

یقین دارم که دروصف شکر خندت فرو ماند

 

سخنها بر لب سعدی قلمها بر کف مانی

 

شراب بوسه های تو مرا خواهد گرفت ازمن

 

اگرجام لبانت را شبی بر من بنوشانی

 

نظربازی نزیبد باتواز هرکس که میبینی

 

امید من چراقدر نگاهت را نمیدانی(حسین منزوی)

+نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت10:32توسط بهادر مرادخانی | |

   

دیاری عجین با احساس.احساسی که سرچشمه ی آن زلال جاری

 چشمه سارانی بود که خنکای آنها گرمای تابستان را به پستوی

خویش می راندوسایه سار درخت بلوط انسان را به رقص برگها در زیر

آسمان آبی فرا میخواند.کهن درختان بلوط نیک به یاد دارندلالایی مادران

 این کهن خاک را.نغمه ی متنتن جوانان وهوره ی دلنشین مردان

هنوزهم درذره ذره ی سلولهای درختان بلوط طنین اندازند اما درختان را

 یارای واگویه نیست چرا که خاک گلوی آنها راگرفته ونای نفس کشیدن

 ندارندحال ناخوش بلوطستان در برگ برگ خشک وبی روحشان

هویداست اشک چشم چشمه ها خشک شده ونای نوای قمری

ناموزون زاغ هم به دیارم سر نمیزند.کاش حرمت زمین رانگه

میداشتندآنچانکه نیاکانمان نگه داشتند شاید دوباره نغمه ای سردهیم

وشعری بسراییم که:

خیز تابر کلک آن نقاش جان افشان کنیم     

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت11:11توسط بهادر مرادخانی | |

ای همه هستی زتو پیدا شده       خاک ضعیف از تو تواناشده

آنکه تغیر نپذیرد تویی           وانکه نمرده ست ونمیردتویی

            خداوند بزرگ را سپاس میگویم واز او یاری میطلبم که توفیقی بهره ام گرداند تاشاید

           از هنر وادبیات دیارم بگویم -شک ندارم توشه ام ناچیز است وراهم دراز. ازشما دوست فرهیخته ام

          یاری میجویم شاید این درد مشترک راباهم فریاد بزنیم ودینمان را به نیاکانمان که مایه ی شکوه ایران

         در پهنه ی گیتی بوده وهستند ادا کنیم.

          چو ایران نباشد تن من مباد...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت10:57توسط بهادر مرادخانی | |